سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 

 

 
 

 

سینا :: 84/9/25:: 9:38 عصر

خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز....چگونه مردن را خود خواهم آموخت!                             دکتر علی شریعتی

 

با تشکر از لطف و همراهی دوستان از ابتدای این فصل پاییزی.......... بدلیل فرا رسیدن ایام امتحانی این وبلاگ تا 45 روز دیگر بروز نخواهد شد...پس به امید دیداری دوباره در این دنیای مجازی...........................

التماس دعا- خدا نگهدار

 

 


سینا :: 84/9/22:: 10:23 صبح

شهر من! من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش! از پس شیشه تو را میبینم که گرفتی مرا در بر خویش! من وضو با نفس خیال تو میگیرم ..............و تو را میخوانم........چشم براه میمانم.....

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام


سینا :: 84/9/19:: 12:45 عصر

دارم سخنی با تو گفتن نتوانم !
این درد نهان سوز نهفتن نتوانم
!

وقتی درد بیشتر میشه که خودت هم درک کرده باشی دوست من ...زمانی که من در مرز افغانستان خدمت میکردم اسلحه ژ3 هایی  که میدادن  برای حفاظت از کیان جمهوری اسلامی از عهد ژاندارمری شاهنشاهی!! که بی خاصیت و فقط مثل یک چوب دستی عمل میکرد!!!!.حالا تصور کن چه جوری با اشرار تا دندان مسلح با سلاحهای مدرن مقابله میکردیم...........و این هم از اثرات تحریم اقتصادی که هواپیمای سی 130 امریکایی درپیت 45 سال پیش(باورت میشه!!) داریم استفاده میکنیم حالا چه برسه به توپو لوفهای روسی .......اینها همه درده!.میفهمی؟


سینا :: 84/8/30:: 10:32 صبح

خانه دانشجویی..........مشغله دانشجویی.........و امتحانات میان ترم!

نمایش تصویر در وضیعت عادی


سینا :: 84/8/11:: 1:24 عصر

به نام او که احساس لطیف بودن را درنهاد آدمی بنا کرد! به ! چه لذتی دارد این عالم رویا! سیر در فضایی مه آلود وپررمز و رازکه تومی توانی به آرامی و به مانند پر کاهی از این سو به سوی دیگر همچو نسیم ملایمی روانه شوی! روزگارما بدجوری زمخت و تنگ وتار است!دنیای ماشینی که مادیت حرف اول را میزند . کو آن لطافت باران !؟ کو آن لذت همنشینی دو دوست دیرینه!؟ کو آن غریبان آشنا!؟(در این روزگار آشنایان هم باهم غریبه اند!!!) کو آن فضای روح نواز که کام و نفس آدمی را تازه میکند!؟ کو آن صلابت عشق مانند عشاق اساطیری!؟ کو این فداییان راه عشق و محبت!؟ کو آن گرمای مشعشع آفتاب گون از افسانه های ناب که هریک فریاد بلندی از ارزشهای انسانی را سر میدهند!؟ کو رنگ زندگی کورنگ دلباختگی کو رنگ عشق!؟چرا اینها رنگ باخته اند!؟ و تو از من خرده نخواهی گرفت که بدنبال رویاهای خارج از کادر زمان و مکان میگردم و هویت خویش را در این جهان معماگونه(!)جستجو میکنم. براستی حق بامن نیست؟؟؟ لذتی بالاتر از این که خود آفریدگار جهانی باشی باخلق زشتی و زیبایی آن : جهانی که در آن صداقت و یکرنگی حرف اول را میزند. همه مخلوقات آن برای اثبات ارزشهای معنوی مترشح ازاحساس لطیف بودن خویش از یکدیگر پیشی میگیرند دراین دنیا واژه بدی معنا و مفهومی ندارد. دراین دنیا همه رنگها ملایم و لطیف و روشنند و از رنگها ی تیره و تند خبری نیست :واضح تر بگویم همه چیز به رنگ خداست! رنگ لذت بودن رنگی فراتر از مرز روشنایی که قوه ادراک ما از فهم آن عاجز است. قدم زدن در این سرزمین چقدر دلانگیز است وچقدر روح نواز! وبگذار در این رویای خویش باقی بمانم همچنان که لحظه لحظه آن کام مرا به شیرینی وصف نا شدنی سیراب میسازد و هر چه میگذرد هیجان و طمع من بیشتر میشود. اما افسوس و صد آه!!! که با تلنگری از این دنیای خودساخته عبور میکنم و خود را افتان وخیزان و حسرتناک بردر دروازه آن مییابم! ........وباز در اندیشه آنم که امید به بازگشت داشته باشم............................!


سینا :: 84/8/1:: 12:17 عصر

1_دیروز بحث خوبی تو کلاس شد...

استاد می گفت : من چند باری میشه رفتم تخت جمشید و از این عظمت......و فرهنگ از خود بیخود میشم!

واقعا وقتی میبینم سنگهای با این عظمت درحدود 300تن!چگونه جابجا شده!.........باخود میگم این فرهنگ ایران باستان فرهنگ تلاش و پویایی بوده......تمدنی که در تمامی زمینه ها سرآمد بوده ........همچنان که از بقایا و زویای روشن کاملا هویداست........که تونسته در عصر خودش یک تمدن بی بدیل و قدرتمند باشه که قدرتی یارای مقابله با اونو نداشته باشه!

و اما وروداسلام تحریف شده...........فرهنگ و تمدن این ملت به تاراج رفت............و جای اونو فرهنگ تن پروری گل و بلبل و جام می و آب رکن آباد(!)گرفت!!!

اسلامی که بازور سرنیزه عمر و سعد وقاس به این ملت تحمیل شد و نه با دانش و صیانت و مهر و عطوفت علی بن ابیطالب!

و آن طور که میگویند در زمان حمله به ایران ........یا مسلمان شوید یا شمارا می کشیم!

رویه ای که علی (ع) با آن بشدت مخالف بود(.که مسلما اگر خلافت و حکومت حقه ایشان بیشتر در سرنوشت ملت ما قرار میگرفت مسلما حال روز ما بهتر از این می بود!).........................اما خلفای اول چنان این سیاست را در این ملت جاری ساختند که چه چهره ی نامیمونی از اسلام در اذهان این ملت با تاریخچه و تمدن کهن به غلط القا نمودند...............که هنوز که هنوزه داریم درجا می زنیم!!!.......و نگذاشتند اسلام ناب و انسان ساز محمدی را بشناسانند!

2_و امشب شب ضربت خوردن مولا .....مولای رستگاری............

هنوز درمانده ایم در عظمت وجودی ابرمرد تاریخ.........علی(ع):سلطان حق و عدالت.....

و غافل از آن همه...!.و هنوز ظواهر وجودیش را میشناسیم و نه این شخصیت عظیمی که........... زبان قاصر..........و......... چه سود که از قطره ای از این دریای بیکرانش بی نصیب مانده ایم و در این دنیای تباهی و نیرنگ گرفتار............... و در این دنیای هستی ونیستی خود گم شده ایم.................یا علی مددی کن............................

شب نوزدهم رمضان 1426  


سینا :: 84/7/24:: 5:18 عصر

 

همه پای سفره افطار نشسته اند.....................و منتظر..........نوای خوشی جانها را می نوازد....................ربنا.....................هنوز کسانی هستند که صاحب این صدا نمیشناسند! گنج عظیمی که اینگونه مهجور مانده......................صدایی از اعماق اسطورها..........صدای ملکوتی استاد محمد رضا شجریان!

صدایی که باآن زندگی میکنم...............صدایی که وجودم را مالامال از غرور ملی و شور و شعف میسازد..............


سینا :: 84/7/10:: 7:47 صبح

دوستان! فراتر از فرهنگ وبلاگنویسی امروزی..........بیاین.... واقعا یجور دیگه برخورد کنیم ما اگه مطلبی از خودمون میزاریم تووبلاگ ...نشاندهنده عقاید و ظرفیتهای و زوایای پنهان روحی معنوی ماست ..که البته بدین وسیله شاید یه یجور شریک فکری  پیدا کنیم درد همو بفهمیم بداد هم برسیم.............و واقعا راهکاری برای ضفعهای درونی خویش پیش پای هم بگذاریم......البته این مطلب رو بیشتر از شما بخودم میگم.........!!!

بطور مثال عرض میکنم...نیایم از همدیگه رفع تکلیف بکنیم...ونه مثل خاله زنکها!! :

سلام ممنونم بمن سرزدی....

وبلاگ خوبی داری.............

چرا به من سرنزدی..........

.باشه منم بهت سر میزنم...........

.اصلا طرف نمیاد یه بخونه که بابا اصلا من چی نوشتم..........

چی میخوام بگم ............

شما چی فکر میکنی آیا اینجای کارم اشکال داره؟.....

.یا من دارم راه کجی در پیش میگیرم؟....

.ایا حرف به گزافه؟

 آیا دارم مهمل به هم می بافم؟

 آیا دارم چرت و پرت میگم؟

 ....آیا من دارم نفس میکشم؟

 اصلا من زنده ام؟

 یا رفتارم مثل یک موجود زنده هست؟

... با خودش نمیگه بنده خدا جون کنده  مطلبی گذاشته که ما توش درنگ و تامل کنیم)و میخوام بگم بیایم اگه حرفی واسه هم داریم (که حتما داریم)خب بگیم که دردمو جی اصلا بگیم ما چه مرگمونه............

وای که چقدر غر میزنی پسر!!!!!! بسه دیگه !.

 


سینا :: 84/7/4:: 10:12 عصر

سلام!

قبل از اینکه بخوام به مطالبم چیزی اضافه کنم باید از دوستانی که در کامنت قبلی اظهار لطف کردند تشکر کنم خصوصا دوست و همشهری خوبم "یه غریبه"! واقعا برای شروع به کار همراهی شما دوستان جای بسی دلگرمیه.

مدتی پیش کتابی خوندم تحت عنوان"سختیها فانی اند سرسختان باقی "نوشته دکتر رابرت شولر(که در زمان خودش پرفروشترین کتاب سال بوده) که البته مترجم کتاب علاوه بر مطالب ترجمه شده مطالب مرتبط رو به اون(بزرگان ادبی ودینی) اضافه کرده که محتوای کتاب در ضمینه مقابله با مشکلات روزمره زندگی ..امید واعتماد بنفسه...بطوری اونچه در زندگینامه نویسنده خوندم آمده بود اقای رابرت شولر آدم کاملا فقیر و بی چیزی بوده ...ودختر مفلوجی داشته ..که پس از گذر از این مشکلات به موقعیت اجتماعی وبالاترین مدارج علمی مادی و معنوی میرسه..ودختر مفلوجش بهبودی پاهاشو بدست میاره......و از اونجاییکه بیان این مطالب میتونه کمکی بزرگی باشه برای رسیدن انسان به سرمنزل مقصود...مطالبی از این کتاب رو به پیشگاه شما دوستان هدیه میکنم:

وقتی که زندگی چنانکه می خواهی با تو سر یاری ندارد

آنگاه که جاده های صاف به صخره زارهای تند و لغزان مبدل میشوند

زمانی که در فقر و قرض غوطه وری

هنگامی که اه و آه ناله جای شادی و لبخند را میگیرد

بایست!...تجدید قوا کن ولی میدان تلاش را ترک مکن !

زندگی با فراز و نشیبهایش در پیش است

چه اندک انان که تجربه می اندوزند

و چه بسیارند شکست خورده ها

اگر میدان تلاش را خالی نکنی پیروز از آن توست!

هر چند با گامهای آرام و لرزان منشین ...شاید گامی دیگر تورا به پیروزی نزدیک کند...

پیروزی روی دیگر شکست است

به ظاهر دور و به واقع نزد توست.....و هر گز نمی توانی بگویی چقدر به هدف نزدیکی ..

پس تلاشت را ترک نکن!

کلید پیروزی را در سخترین شرایط به تو میدهند

ادامه دارد........

 

 

 


سینا :: 84/7/2:: 7:5 صبح

تصمیم گرفتم.......خب چه تصمیمی؟......تمصمیمیم(!) گرفتم که از این به بعد واقعا خودم باشم نه کس دیگه .....نه یه شخصیت مستعارنکره.....نه یک ......هویت نامشخص..........الان حرف تو دلم زیاده که بریزمش بیرون.....اما چه حرفی؟.......خب حرفی که توش حرف و حدیث نباشه .....یعنی جونم واست بگه...که حرفی قابل به عرض مخاطبای این وبلاگ باشه.........حرفی واسه همراهی ...حرفی نه شاعرانه وفلسفی و...غیرقابل فهم......البته حرفی واسه فهمیدن.......کاملا ساده و بی آلایش....و رها از قالبهای سنگین و خوش آب و رنگ گفتاری.......واقعا ما آدما یه زمانی بلاخره باید از پشت حصارهای پیچیده زندگی بیایم بیرون...... عجب چیزی میخونه!:هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب...... از رو نوشته حرف نزن رها شو از پیله خواب...نقش یک دریچه رو میله قفس بکش .......برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش..........پس دوست من اگه شده بیا یه دفعه هم جای خودمون نفس بکشیم.......لاقل یه دفه که  به امتحانش می ارزه ....

 


   1   2      >


یادداشتهای پیشین

روز تولد
که ده ساله شدم اینجا
سال پر مشغله
مملکت جوگیر!
به آرامی آغاز به مردن می‏کنی! اگر...
عقاب و گردباد
کله داغ!
تغییر!
[عناوین آرشیوشده]


 

:: RSS ::
::ارتباط زنده با نویسندگان ::
::لوگوی هزاردستان::
پاییز84 - هزاردستان
:: نویسندگان هزاردستان::
پاییز84 - هزاردستان
مدیر وبلاگ : سینا[167]
نویسندگان وبلاگ :
ققنوس[6]
راز همیشگی[10]

::فال حافظ::
اول نیت کرده بعد کلیک کنید

::لوگوی دوستان::
      

  
::لینک دوستان::
پردیس
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
همسفر مهتاب
بندیر
شیدایی
سنگ صبور
حسام سرا
نگاهی به زندگی
آبدارچی
به وسعت دنیا

راز سرگذشت من
راز دل
بوی یاس
هواخاه توام جانا
بیا دریا شویم
توکای شهر خاموش
عباس میرزایی
مهندس موبایل
بازی
کجا چرا کجا
سیب
خاطراتچی
یک فنجان چای داغ
یک خراسانی
گالری استاد فرشچیان
بلاگ
قاصدک شیرین
جناب کارگردان
سکوت سرد
مسافر...
لحظه ها خاطره اند
منطقه ی 51
نبض ؛ فتو بلاگ
هفتادو تار
مبلغ دینی
یک خراسانی


::پیوندهای روزانه::
این صدا،همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد ماند! [1529]
درباره کنسرت دختر و پدر: مصاحبه با مژگان شجریان [1847]
دانلود فونت نستعلیق برای ویندوز ایکس پی [256]
دانلود مناجات ربنا و تلاوت قران استاد شجریان [7801]
قطعه فیلمی زیبا از هم آوایی همایون و استاد [886]
بنام پدر [888]
آهنگ قدیمی عشق پیری شجریان با لهجه مشهدی [3705]
پاسخ شجریان به پرسشهای شما [733]
نه!..اینجا خانه من است! [294]
دست کارگردان 300درد نکند!! [292]
ازدواج یعنی این!! [383]
پخش زنده از حرم امام رضا(ع) [333]
[آرشیو(12)]
::اشتراک::
 
::آرشیو::
::جستجوی وبلاگ::
 :جستجو
     
Search Engine Optimization